۱۰:۴۷:۳۴ - پنج شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶
ائتلاف امریکا و اعراب یا جام جهانی تروریسم؟
یک بار دیگر عمروعاص در جسم آل‌سعود و به خصوص محمد بن سلمان، حلول نموده و در جهان اسلام در حال سیاستگذاری تفرقه‌افکنانه است، با این تفاوت که نیرنگ‌ها و سیاست‌های عمروعاص آل‌سعود علیه ایران و متحدانش، چندان کارآمد نخواهد بود. نیک نفت // اسلام ذوالقدرپور: در عصر کنونی که عصر فناوری، دهکده جهانی و […]

یک بار دیگر عمروعاص در جسم آل‌سعود و به خصوص محمد بن سلمان، حلول نموده و در جهان اسلام در حال سیاستگذاری تفرقه‌افکنانه است، با این تفاوت که نیرنگ‌ها و سیاست‌های عمروعاص آل‌سعود علیه ایران و متحدانش، چندان کارآمد نخواهد بود.



نیک نفت // اسلام ذوالقدرپور: در عصر کنونی که عصر فناوری، دهکده جهانی و زندگی اجتماعی جهانی شده نامیده می‌شود، نمی‌توان هیچ رویدادی حتی به سادگی افتادن یک برگ از یک درخت را خارج از جریان سیاستگذاری‌های دولتی و بین‌المللی محسوب نمود.

با توجه به رشد توانایی‌های تکنولوژیک و آکادمیک انسان کنونی که بر مسایل خرد و کلان زندگی بشر در زمین و حتی فراتر از زمین نیز تأثیرگذار هستند، تغییرات آب و هوایی، بروز جنگ و صلح، کاهش یا گسترش فقر و رفاه و … را می‌توان تابع سیاستگذاری‌های انسان برای تغییر در زندگی خویش دانست که دارای ابعاد مختلفی از جمله رویکرد محفلی و انجمنی، رویکرد دولتی، منطقه‌ای و حتی جهانی است.

یکی از مهم‌ترین رویدادهای چند دهه اخیر و به خصوص ده سال اخیر در جهان را می‌توان بحث تروریسم و خشونت دانست. اقدامات و رویکردهای خشونت‌باری که توسط افراد، گروه‌ها، دولت یا حتی اتحادهای بین‌المللی در سطوح مختلف جغرافیایی در حال وقوع و پیگیری بوده‌اند را می‌توان تابعی از سیاستگذاری‌های خاص در عصر کنونی، قلمداد نمود.

منطقه آسیای جنوب غربی و به خصوص کشورهای اسلامی آن طی یک دهه اخیر به شدت درگیر تروریسم و سیاستگذاری‌های ترو بوده‌اند. با توجه به حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی ایران، در کنار برخی مسایل داخلی، توجه به ماهیت پنهان این حادثه و نقش آن در سیاستگذاری‌های تروریستی برخی دولت‌ها و اتحادهای منطقه‌ای و جهانی، ضروری به نظر می‌رسد.

 

یکم- تغییر موازنه قدرت در آسیای جنوب غربی:

با توجه به گذشت حدود ۶ سال از جنگ داخلی در سوریه، حضور و فعالیت گسترده کشورهای عربستان، ترکیه، قطر، امارات متحده عربی، امریکا، انگلیس و … علیه دولت قانونی بشار اسد در بحران سوریه، پیروزی دولت سوریه و متحدان آن یعنی ایران، روسیه و نیروی مقاومت که منجر به تغییر موازنه قدرت در سوریه و منطقه شده است را می‌توان یکی از علل سیاستگذاری‌های دشمنان ایران برای کشاندن نبرد به قلب ایران دانست.

با توجه به رویدادهای یک سال اخیر در سوریه و عراق که با شکست سنگین گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی دست‌نشانده غرب و عربستان و … همراه بوده است، به صراحت می‌توان گفت که آینده برخی اتحادهای منطقه‌ای و برخی کشورها مانند عربستان، ترکیه، قطر، امارات متحده عربی در مقابل جبهه مقاومت و به خصوص ایران، بسیار تاریک نشان می‌دهد.

پیروزی‌های یک سال اخیر جبهه مقاومت با مدیریت برجسته ایران را می‌توان عامل ترس و هراس کشورهای عربی و ترکی منطقه و حامیان اروپایی و امریکایی آنان برشمرد. ترس و هراسی که در صورت پایان بحران سوریه و تثبیت قدرت در این کشور به نفع جبهه مقاومت، موجودیت آل‌سعود، آل‌نهیان، آل‌خلیفه، آل‌ثانی، خاندان هاشمی اردن، اردوغان و در نهایت اسرائیل را با چالش بزرگی مواجه خواهد ساخت.

جبهه و نیروی مقاومت توانمند و آموزش دیده در بحران‌های سوریه، عراق و حتی یمن به راحتی خواهند توانست در مقابل نقشه‌ها و سیاستگذاری‌های قدرت‌طلبانه عربستان، ترکیه و امریکا در آسیای جنوب غربی، به عنوان قدرت برتر به نمایش قدرت پرداخته و سه محور اصلی شرارت در این منطقه یعنی اسرائیل، آل‌سعود و اردوغان را سرنگون نمایند.

با تثبیت موقعیت نیروی مقاومت در منطقه، چرخش وضعیت و موازنه قدرت به نفع ایران و متحدینش، وعده نابودی اسرائیل طی ۲۵ سال که از سوی رهبر ایران مطرح شده است نیز به واقعیت تبدیل خواهد شد. 

به خاطر همین قدرت‌نمایی اثربخش جبهه مقاومت در سوریه، عراق و یمن است که موازنه قدرت در منطقه به زیان عربستان، اسرائیل و امریکا در حال چرخش بوده و این دولت‌های حامی ترور را به انجام اقدامات تروریستی در داخل ایران و بلکه قلب تهران، ترغیب نموده است.

 

دوم- شکست ائتلاف عربی و تراژدی قدرت عربستان:

سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا به عربستان و قرارداد فروش ۱۱۰ میلیارد دلاری تسلیحات امریکایی به آل‌سعود و از سوی دیگر حضور ده‌ها نفر از رهبران کشورهای عربی در عربستان همزمان با حضور ترامپ در این کشور، موجب ایجاد این توهم در نزد سران آل‌سعود شده است که آنان به پشتوانه تسلیحات امریکایی و اروپایی و حمایت کشورهای عربی می‌توانند به عنوان قدرت برتر منطقه بر دیگر کشورها مسلط گرددند!

آرزوی توهم‌زای برتری آل‌سعود در آسیای جنوب غربی طی نزدیک به یک دهه اخیر، موجب بروز چالش‌های بزرگ و بلکه خشونت‌باری در منطقه شده است.

چالش گروه‌های تکفیری در افغانستان و پاکستان و به خصوص طالبان، چالش گروه‌های خشونت‌طلب و تکفیری در عراق، ایجاد و حمایت از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی در سوریه و عراق، حمله به بحرین و اشغال سفید این کشور و  تحریم و حمله به یمن را می‌توان ازجمله اقدامات آل‌سعود در نمایش و مانور قدرت خود در چارچوب همان رویکرد سیاستگذاری بسط هژمونی خود در آسیای جنوب غربی قلمداد نمود.

گویا سران قطر و به خصوص امیر جوان این کشور که خود و پدرش زمانی از متحدین عربستان در تشنج‌آفرینی و تنش‌زایی در آسیای جنوب غربی بوده‌اند، متوجه نیات متوهمانه آل‌سعود شده و در فکر دوری از عربستان و نیات پلید آن هستند.

برخی مؤلفه‌های سیاستگذاری‌های خطرناک و پلید آل‌سعود  که موجب هراس آل‌ثانی در قطر شده‌اند را می‌توان چنین برشمرد:

۱-نمایش عریان و خشونت‌بار قدرت عربستان در بحرین، یمن و سوریه.

۲- برخی معذورات یا سهل‌ انگاری ایران در مقابله با قدرت‌نمایی آل‌سعود.

۳- افول قدرت و جایگاه منطقه‌ای اردوغان و ترکیه در رویدادهای منطقه.

۴- روند رو به رشد مذاکرات و تعاملات آل‌سعود با اسرائیل.

۵- خرید تسلیحات و خدمات نظامی گسترده و کم‌نظیر آل‌سعود.

رهبر جوان قطر با توجه به همین جلوه‌های قدرت‌طلبی آل‌سعود بود که به نیات آل‌سعود شک نموده و این رویکرد سران عربستان را به زیان کشور خود قلمداد نموده و برای جلوگیری از اشغال کشور خود به دست آل‌سعود، سعی در نمایش استقلال خود از عربستان سعودی دارد.

دوری و فاصله گرفتن هر چند دیرهنگام و شاید ظاهری قطر و ترکیه از عربستان را می‌توان یکی از جلوه‌های شکست سیاست‌های آل‌سعود در آسیای جنوب غربی و محقق شدن وعده‌های رهبر معظم انقلاب در نابودی آل‌سعود دانست.

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد سقوط آل‌سعود فرموده‌اند: ((در دنیای اسلام یک عدّه انسان‌های بی‌ارزش و نالایق و پست، سرنوشت برخی از جوامع اسلامی را در دست گرفته‌اند. مثل همین دولت‌هایی که مشاهده می‌کنید، سعودی و امثال اینها. احمق‌ها خیال می‌کنند که با دادن پول و با کمک کردن و با این چیزها می‌توانند صمیمیّت دشمنان اسلام را جلب کنند، [درحالی‌که] صمیمیّتی وجود ندارد. همان‌طور که خودشان هم گفتند، مثل گاو شیرده [هستند]، شیرشان را می‌دوشند، وقتی‌ که دیگر شیر نداشتند، ذبح‌شان می‌کنند. البتّه اینها نابود شدنی هستند. اینها رفتنی هستند، اینها ساقط‌ شدنی و نابود شدنی هستند)).۱

 

سوم: مظوم‌نمایی و تکرار کاریکاتوری این اقدامات در عربستان:

شاید بتوان حملات تروریستی ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ تهران را بخشی از سیاستگذاری نیرنگ‌گونه آل‌سعود و متحدین منطقه‌ای و امریکایی آن برای ایجاد یک موج جدید از تنش و تشنج گسترده منجر به جنگ بزرگ در منطقه، محسوب نمود.

حملات تروریستی داعش در تهران و از سوی دیگر تنش در روابط عربستان، امریکا و کشورهای عربی تحت یک ائتلاف سعودی – ترامپی بر علیه قطر را می‌توان بخش مهم سیاست آتش‌افروزی آل‌سعود و امریکا علیه ایران و جبهه مقاومت در آسیای جنوب غربی دانست.

عربستان و امریکا برای آغاز جنگ بزرگ در منطقه، نیاز به یک جرقه کوچک دارند. این جرقه کوچک می‌تواند اجرای یک یا چند حمله ظاهراً تروریستی توسط داعش یا القاعده در عربستان، امارات متحده عربی، امریکا و اروپا باشد.

 هدف این حملات طرح‌ریزی شده توسط آل‌سعود و امریکا این است تا ضمن دفع اتهامات از آل‌سعود در حملات تروریستی تهران، زمینه و شرایط برای حمله نظامی به قطر به خاطر حمایت آل‌ثانی از تروریسم را نیز فراهم آوردند!

باید طی روزها و هفته‌های آینده، منتظر وقوع حملات تروریستی ساختگی در عربستان و متحدین عربی و غربی آنان بود، حملات تروریستی که جنبه کاریکاتوری داشته و توسط سرویس‌های امنیتی و نظامی آل‌سعود و متحدانش برای فراهم نمودن شرایط جنگ بزرگ، طراحی و اجرا می‌شوند.

تروریسم دولتی و سیاستگذاری شده توسط عربستان و امریکا به حملات تروریستی در تهران محدود نخواهد شد. بنابراین ایران و متحدینش به خصوص جبهه مقاومت باید حملات به مجلس شورای اسلامی و مرقد امام خمینی در تهران را بسیار فراتر از یک حمله تروریستی دشمن سعودی یا امریکایی به ایران محسوب نموده و در دام نیرنگ‌ها و سیاستگذاری‌های آل‌سعود و امریکا گرفتار نشوند.

 

    سیاستگذاری عمروعاص‌های نادان آل‌سعود

به نظر می‌آید یک بار دیگر عمروعاص در جسم آل‌سعود و به خصوص محمد بن سلمان، حلول نموده و در جهان اسلام در حال سیاستگذاری تفرقه‌افکنانه است، با این تفاوت که نیرنگ‌ها و سیاست‌های عمروعاص آل‌سعود علیه ایران و متحدانش، چندان کارآمد نخواهد بود.

با توجه به پیشینه خیانت‌بار قطر و ترکیه طی ۶ سال اخیر علیه ایران و منافع ایران در منطقه، خوش‌بینی یا خوش‌خیالی برخی کارشنان در مورد اختلاف کنونی عربستان و قطر را می‌توان توهم یا یک دام خطرناک برای ایران و به خصوص در زمان کنونی و  زمان تغییر دولت در ایران دانست.  

قطر را می‌توان تنها یک بازار و گزینه مناسب برای تعاملات اقتصادی برای ایران محسوب نمود که در صورت توانمندی مسئولین ایرانی، بخشی از تعاملات اقتصادی ایران با این کشور افزایش یافته و صادرات ایرانی رونق می‌گیرد. اما با توجه به مورد مشابه درگیری روسیه و ترکیه و ضعف ایران در استفاده از آن موقعیت، به نظر می‌آید دولت ایران در بهره‌برداری مناسب از وضعیت کنونی تنش میان قطر و جهان عرب و امریکا، ناتوان باشد!

با توجه به تجربه بسیار تلخ تعامل و دوستی با اردوغان طی دو دهه اخیر، در حال حاضر نمی‌توان چندان به اختلاف قطر و ترکیه با عربستان و امریکا، خوش‌بین بود. در وضعیت کنونی که روند تحولات به سود ایران و جبهه مقاومت است، حملات تروریستی داعش به تهران و اختلاف میان قطر و عربستان، نمی‌تواند یک شوک مهیج برای آغاز درگیری یا تنش نهایی با آل‌سعود باشد.

به هر حال وضعیت کنونی آسیای جنوب غربی نشان می‌دهد که ائتلاف آل‌سعود و امریکا که با حضور بسیاری کشورهای عربی نیز همراه شده است را می‌توان یک جام جهانی تروریسم دانست که شرط اولیه آن سرسپردگی مالی و سیاسی به امریکا و آل‌سعود است و شرط دوم آن نیز مخالفت با ایران و هر دولت مستقل از عربستان و امریکا است.

   

منابع:

  1. پایگاه‌ اطلاع‌‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای – موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی. ۰۶/۰۳/۱۳۹۶، به آدرس:                                                                                   http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36663                                                                                                                                                                                             

 

 

منبع:
تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب
  • RSS oil news

  • RSS energy news